ميرزا شمس بخارايى

126

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

محمّد امين را كشت و خواجه محمد يوسف را لقب « نقيبى » داد . خواجه محمّد يوسف چند سال بعد از قتل پدر ، جهان را وداع گفت و پسران وى با مادر خود تا سال 1822 ميلادى در بخارا مىزيستند . مير حيدر در سال 1215 هجرى سكه به نام خود زد و در هر سال تا هزار و دويست و سى و هفت هجرى تجديد سكه مىنمود . بعضى از مسكوكات وى « پادشاه سيد امير » و در طرف ديگر « امير المؤمنين » ضرب شده بود . در سال 1236 هجرى اسم پدر خود شاه مراد را ضرب نمود كه در يك طرف « رحمت باد بر معصوم غازى » ضرب نموده بودند . و بعد از آن هم اسم پدر و جدّ خود را بدين قسم سكه نمود : در يك طرف « امير دانيال » و در طرف ديگر آن « امير معصوم غازى » سكه نموده بودند و اين سكه‌ها را در سال 1231 و سى و سه و سى و چهار هجرى ضرب نموده بودند . مير حسين نيز برادر صلبى و رحمى مير حيدر بوده و دين ناصر مادرش هروى بود . زمانى كه شاه مراد لشكر به هرات كشيد ، مادر دين ناصر را در هرات تزويج كرد و به بخارا آورد . در حوالى بخارا دو شهر است : يكى مرو شاه جهان و ديگرى را مرو رود مىنامند و شاه مراد ، دين ناصر را به حكمرانى شهر اوّل فرستاده قوانين بخارا را در آنجا مقرّر داشت . مير حسين را حكمرانى سمرقند و مير حيدر را در كارشى حكمرانى داد . شهر سبز نيز در حوالى بخارا مىباشد فيما بين سمرقند و كارشى واقع است . سكنهء آن از اوزبيكهاى كينه‌كش مىباشند و هر گاه پادشاهان بخارا را جنگى واقع شود بيشتر از لشكر خود را از طايفهء مذكور قرار مىدهند . مردمان شجاع جنگى آنجا معروف است . روسيها شهر سبز را به زبان خود « شارشاوس » مىنامند . در سنهء هزار و هشتصد و پنجاه و شش كه امير نصر اللّه خان در بخارا حكمرانى داشت ، اهالى شهر سبز بناى عصيان و سركشى نهادند . امير نصر اللّه خان با لشكر زياد به تنبيه آنها حركت نمود . اهل شهر مذكور از لشكر كشى امير آگاهى يافته تمام بيابانهاى